امروز داشتم آلبومای عکس عروسی مامان و بابام رو نگاه میکردم.اِ اِ اِ...عجب! این فامیلای ما تو این چندساله چقد فرق کردن! این یکی رو ببین،سرتاپا تغییر کرده آخه ما تو یه جامعه زندگی میکنیم و قطعاً رفتار و پوشش من روی اونا هم تاثیر داره.منم دلم نمیخواد یه کاری کنم که رفتارم باعث تحریک یه نامحرم بشه و خدای ناکرده خدای مهربونمو ناراحت کنم. فلانی رو ببین اونموقع مانتویی بوده،الان چرا چادر میپوشه؟! یا اون یکی زن عموم چرا انقد تغییر قیافه داده؟ دیگه خبری از مقنعه و چادر و ...نیست؟! باورتون نمیشه!توی توی این چندتا دونه عکس یه عالمه علامت تعجب هستش. به نظر شما دلیل این تغیید چهره و ظاهرا چیه؟ شما اسمش رو چی میذارید؟ میگید مردم زیبایی رو دوست دارن و لباسای زنانه تو این چندسال اخیر هم قشنگتر شدن و هم متنوعتر؟و هر کی با این تغییر مُدها همراه نشه یه جورایی از دنیا عقب افتاده! از لباسا و تیپ و قیافه فامیلامون که بگذریم؛اخلاقا و روابط اجتماعیشون که در حد تیم ملّی عوض شده!بابام میگه اون زمونا زن عموت اونقدر سنگین صحبت میکرد که آدم سختش بود باهاش حرف بزنه اما الان اینقد بلبلی میکنه آدم دلش نمیخواد حرفاش تموم بشه! انقد قربون صدقه آدم میره و با احساسات صحبت میکنه که آدمو خجالت زده میکنه!بقیرو که دیگه بگذریم.... حرفای بابا و مامانمو عکسای عروسیشون یه جورایی منو دچار تناقض کرده. نمیفهمم.نمیفهمم چطور آدم انقد تغییر میکنه!شاید منم چندسال دیگه مث همه اونا با اینی که هستم کاملاً فرق داشته باشم،نمیدونم! نمیدونم کدومش درسته؟آیا الان تو اشتباهیم؟یا اینکه تازه از اشتباه درومدیم و داریم راه درست رو میریم؟ اما بالاخره باید یه چیزی باشه که من جوون بتونم بهش تکیه کنم،بتونم با اطمینان بگم آره،این درسته. خیلی فکر کردم،به مسائل مختلفی هم فکر کردم؛به این نتیجه رسیدم که اگه بخوام بعداً از حرف خودم برنگردم و عقیدم عوض نشه بهترین راه اینه که با فطرت خودم دنبال جواب بگردم.آره،بهتر از این نمیشه. اما آخه من که فقط میتونم از طرف دخترا حرف بزنم؛پس پسرا چی میشن؟ همین شد که رفتم سراغ داداشم. حرفای قشنگی زد و اگه شما هم گوش کنید حسابی شُکه میشید.راستش رو بخواید خودمم فکر نمیکردم پسرا از رفتارای ما انقد تاثیر بگیرن.نه بخدا،فکر نکنید فقط میخوام راجع به مانتوییا حرف بزنم،حرف من با چادریا هم هست!!! من تازه فهمیدم که رنگ مانتوم،تنگی یا گشادیش بلندی و کوتاهیش،مدلش و حتی چین و چروکاش رو جنس مخالفم تاثیر داره و باعث جذب اون و خدای نکرده باعث به گناه افتادنش میشه! دیگه چه برسه به رنگ و سایز روسری و شلوارم!!!! تازه حرفای داداشم به پوششمون ختم نمیشد!قسمت جالبترش تو نوع رفتارمون بود. بذارید یه ذره حس بگیرم و مث آدم بزرگا حرف بزنم: خواهر گلم،عزیز دلم،چادری یا مانتویی فرقی نمیکنه،با هردوتونم؛میدونی وقتی با احساس و ناز با پسرا حرف میزنیم یا از احساسات باهاش حرف میزنیم یا اینکه صدای قه قه خندمون به گوشش میرسه یا وقتی داریم باهاش حرف میزنیم با تمام احترامی که براش قائلیم،تو چشماش زل میزنیم چه بلایی سرش میاریم؟میدونی با قلبش چیکار میکنیم؟و میدونی که خدا از این کارمون راضی نیست؟ باور کن نمیخوام مث مادر بزرگا نصیحت کنم!بالاخره من خودمم یه دخترم،منم دوست دارم خودمو به همه نشون بدم و به همه خودم اثبات کنم،دوست دارم وقتی تو خیابون راه میرم همه ازم تعریف کنن و به هم نشونم بدن.... ولی به چه قیمتی؟؟؟!!! به قیمت یه تعریف و انگشت اشاره دیگران شدن خودم و تموم زیبایی هامو که خیلی باارزش اند رو به معرض تماشای نامحرم بذارم؟ و باور کنید ماجرا به همینجا ختم نمیشه!!! متاسفانه با این کار ارزش خودمونو پیش پسرا از دست میدیم و هر بچه ننه ای که از مامانش قهر کنه فکر میکنه میتونه با یه چشمک مارو مسخ خودش کنه و مارو با دو سه تا وعده الکی اسیر خودش کنه؟ لینجوری میشه که به خاطر یه عده ای که نمیدونم اسمشون رو چی میشه گذاشت پسرا فکر میکنن اگه شمارشونو تو یه تیکه دستمال کاغذی بنویسن و بندازن جلوپامون حتماً اونو برمیداریم و بهشون زنگ میزنیم! اینجوری میشه که دیگه از دست چشم چرونی بعضی از آقایون سر کلاس نشستن برامون سخت میشه! اینجوری میشه که حتی خرید از سوپری محل هم بدون اینکه کسی بهمون تیکه نندازه امکان نداره! و این میشه که هزار و یه بلای دیگه سرمون میاد و میارن فقط بخاطر اینکه دوست داریم با تیپ خاص و مُد روز پیش بریم و با اطرافیانمون با احساس صحبت کنیم غافل از اینکه هر بلایی سرمون میاد از خودمونه
| Design By : Pichak |
