سفارش تبلیغ
تحریم المپیک لندن
دنیاتونم نخواستیم.... - وایسا دنیا!من میخوام پیاده شم...


وبلاگ نویسان قالب وبلاگ وبلاگ اسکین قالب میهن بلاگ

وایسا دنیا!من میخوام پیاده شم...


چی شد دنیا یهو اینجوری شد؟؟؟!!!


چرا انقد جنگ و دروغ و دشمنی زیاد شد؟


مگه دعای کوروش کبیر موقع ساختن تخت جمشید 


این نبود که خدایا این سرزمین رو از جنگ و دروغ و دشمنی 


حفظ کن؟چی شد پس؟چرا انقد طلاق و مریضی و جنگ فقر و فحشاء 


زیاد شده؟...اونوقت تا تکون میخوری میگن بچه های این دوره چرا عصبی هستن؟


آخه ما بچه های دوران جنگیم.نمیخوام خودمونو توجیه کنم،اما آخه پدر من،مادر بزرگوار مگه


زمان شما زندگیا اینجوری بود؟ما این طرز زندگی رو خودمون انتخاب نکردیم.بهمون تحمیل شد.ما جنگ


رو انتخاب نکردیم.ما مریضی رو انتخاب نکردیم.بهمون تحمیل شد.غرب بهمون تحمیل کرد.مگه من جوون دوست 


ندارم راحت برم دانشگاه بدون اینکه کسی بهم متلک بندازه؟مگه دوست ندارم کسی بهم نگاه نکنه


که وقتی نگاه کرد زیر نگاهش خورد بشم که یعنی من انقد با وضع بدی اومدم بیرون که لایق


چشم چرونی اینام؟همه اینارو غرب باعث شده.غرب و تقلید ازشون.اول نوجوونی 


تا اومدم بازی کنم یه مُهر زدن به پیشمونیم که تقدیرتو نوشتن....


منم فقط این جمله میومد تو ذهنم که«کاش میشد سرنوشت


را از سرنوشت»...اما حالا که بزرگ شدم این جملرو 


میگم که«سرنوشت مرا هرکه نوشت بهترین


نوشت»خدا درعوض چیزی که ازم گرفت


یه چیز خیلی بهتر بهم داد....


اما من قدر ندونستم...قدر ندونستم...


من این دنیارو نمیخوام.من مال این زندگی نیستم.


دیگه نمیتونم تحمل کنم که انقد گناه کنم.من غضب خدارو نمیخوام.


من مهربونیشو میخوام.من هنوز به درک واقعی این جمله نرسیدم.که خدایا!


شنیدستم که آتش بر خلایق میزنی!تو میزنی؟خوشا به حال خلق....چون هنوز انقد بزرگ 


نشدم....چون هنوز کامل نشدم....تا اومدم کسی رو دوست داشته باشم،گفتن گناهه...دیگه منم


قید همه چیو زدم....پا گذاشتم رو دلم...گفتم از من کوچیکتره...سرزنشم کردن....نمیدونم....نمیدونم....



نوشته شده در جمعه 28/11/90ساعت 7:5 عصر توسط خانوم مهندس جالینوس نظرات ( ) |


 Design By : Pichak